پیش مقدمه : در این روزها شاهد گفتارها و شنیدارهای بسیار بسیار شیرین در خصوص انقلاب و چگونگی به ثمر نشستن آن هستیم و افراد و گروههای مختلف در قالب متن و صوت و تصویر و پیام و نامه و وب و .... به نشر لحظات شاد کننده و عقاید شیرین میپردازند../
در برخی از لحظات با تطبیق وقایع و خاطرات و تحلیلهای اول انقلابی با واقعیت امروز روز جامعه گمانم میبرد که در خوابم و رویا و تخیل هستم./
از همین رو پس از گذشت مدتی بسیار دور و دراز و غیبتی 274 روزه که بنا را بر ننوشتن و نگفتن و خوابیدن و ندیدن گذاشته بودم بلاجبار با نکته و سوال و ابهامی تلخ و گزنده دوباره مطلبی می نگارم و پرسشی طرح و از تمام همقطاران و همسنگران و دوستان و رقیبان و مخالفان و معاندان و منافقان دور و نزدیک استدعا دارم که با سعه صدر و به دور از جنجال و با تحیلی پاسخ حقیر را مرحمت نمایند ....
امروز و یا بهتر بگویم امشب وقتی مشغول دیدن برنامه هفت و نقدهای تند و تیز و البته جدیدا کمی محطاطانه مسعود خان فراستی در کش و قوس جشنواره دیدنی فیلم فجر بودم زیر نویسی مکرر و کلیشه ای از سوی مسئولان سوپر ولایتمدار صدا و سیمای محترم و بی فکر و دولتی و انحصاری جمهوری اسلامی ایران تمرکز بنده و احتمالا بسیاری از بینندگانی را که ساعات اولیه بامداد را به دیدن برنامه هفت گذران می نمودند برهم میزد و شاید برای بسیاری نیز موجبات ناراحتی و خشم و فحش و .... را فراهم می کرد.
جملاتی که فکر و تمرکزم را از هفت و فراستی و سینما و مهرجویی و نارنجی پوش و عشق و حال و .... جدا کرد و به درد و جامعه و انقلاب -که البته تنها واژه ای برای پز دادن شده است- و اسلام ناب و مشی انبیا و امام و آرمانخواهی و عدالت طلبی - که البته مدت طولانی است که از این واژه که البته بهترین دوران زندگیم را رقم زده به دلیل کلیشه ای شدن و شعاری شدن فراری و گریزان هستم - و ساده زیستی و درد و درد و درد و ..... درد برد و سردرد و ...... سوال ؟؟؟؟
جملاتی که آنهمه بلای ناگهانی بر سرم آوار کرد جملاتی مسلسلی از مقام معظم رهبری در خصوص انقلاب و اسلام ناب و امام و ..... بود البته به ابتکار مسئولان ولایتمدار صدا و سیما که مخاطبی ولایتمدارتر و مشتاق تر ازمخاطبان هنری و سینمایی برنامه هفت برای تجدید پیمان با رهبری و ولایت فقیه نجسته بودند ؟؟
و یا شاید نظر به انحرافات فراوان عقیدتی اهالی سینما و هنر تلاش و اقدامی فرهنگی به منظور ایجاد زیر ساختهای حس ولایتمداری در این قشر فرهیخته را دلیل این اقدام خداپسندانه دانسته اند ......
البته شاید دلیل وجود بنرهای متحدالشکل سطح شهر ، از بنر یادبود شهید احمدی روشن گرفته تا بنر پرتاپ ماهواره نوید علم و صنعت و جشنواره فیلم فجر و خوارزمی و .... که در تمام این بنر ها منهای محتوای تخصصیشان یک وجه بسیار بزرگ مشترک وجود دارد و آنهم تصویر مقام معظم رهبریست نیز همان دلیل فرهنگ سواران صدا و سیمایست و کاملا خداپسندانه و برنامه ریزی شده......
چند روز پیش از پل سید خندان به مقصد مینی سیتی سوار تاکسی شدم و بودم . درست در ایامی که دولت فخیمه و کریمه یارانه صدقه سری مردم را که قبلا از اول ماه منتقل کرده بود به هفته دوم هنوز بنده نوازی و رعیت نوازی ننموده و واریز ننموده بود و موجبات بالاتر تر تر گرفتن اعتراضات به زمین و زمان قشر بیچاره و همیشه بار به دوش را فراهم نمود و از قضا یکی از این بی نوایان که البته با خود بی نوایم که در آن روز به شدت نیازمند پنجاه عدد هزار تومانی بودم میشدیم دوتا در آن تاکسی - البته با حساب سر و وضع دو نفر دیگر شما فرض کنید 4 تا - راننده بود و مسافر کش ... از ابتدای سه راه ضرابخانه و مقابل اداره ساواک قدیم و اطلاعات جدیدبگیرید تا ادارات ولایتمدار فراوان مسیر مینی سیتی و بابایی و شهرداری و ارتش و صنایع دفا و صاایران و میدان نوبنیاد و دانشگاه پیام نور و سپاه و .... که از بهانه خدمات شهری گرفته تا هفته وحدت و احمدی روشن و ماهواره امید و دهه فجر و ... همگی تصویر رعنا و شیوای رهبر انقلاب را به تصویر کشیده بودند و مطلبی جزئی و ریز در خصوص آن مناسبت .... همینطور که محو تماشای دلربای آقا بودم ناگهان صدای راننده تاکسی به تمسخر بلند شد که : چه زود تبلیغات مجلس شروع شده ؟؟!!! برایم سوالی طرح شده و بود و حس جنبشیمان گل کرده بود که کو و کجاست و کیست ..... باطرح این سوالاتام راننده تاکسی خنده ای کرد و گفت : به گمانم کاسبی ولی بودن و رهبر بودن دیگر سکه نیست .... چون -آقای- خامنه ای با این عکسهای بنری احتمالا قصد دارد مجلسی بشود...- خنده و تحلیلهای سیاسی همه مسافران بجز من، البته تحلیلهایی که در روزهای 88 از گوینده آن به منافق یاد میکردیم-
چشمانم به تلویزیون 32 اینچ ال جی بود و فریدون جیرانی و فکر و ذکرم در پی این سوال که چرا باید اینقدر تابلو و بی هنر و زشت و بد عمل کرده و از کلاسهای درس و دانشگاه گرفته تا خیابانهای سطح شهر و یادبودها و تبریکات دهه فجر همه در یک فعالیت احمقانه پر شود فقط از تصاویر و جملات رهبر و اصلا آیا پر بودن شهر از تصاویر رهبر در ضاهر نشانه ولایتمدار بودن مردمان آن شهر است و اصلا آیا مردمان آن شهر و این شهر فکر و نظرشان مهم است و اصلا آیا رهبر از این افتضاح بسیار بزرگ اجتماعی-فرهنگی-هنری و پر شدن تمثالشان در کوی و برزن آن هم با بودجه دولتی و حق مسلم مردم اطلاع دارند و میدانند که چه بسیار موافقینی که به مرددین و چه بسیار مرددینی به مخالفین و چه بسیار مخالفینی که به معاندین و چه بسیار معاندینی که به منافقین تبدیل میشوند با این اقدام احمقانه...
آیا اصلا در این و سی و سه سال از گذشت انقلاب مردم نباید سوال کنند که از انقلاب همین تصاویر مانده و اصولا آیا نباید شک کرد؟
آیا نباید این حق را به مردم داد که تمام صحبتهای مسئولان از رهبر تا رئیس جمهور و ... را خلاف واقع و حقیقت پنداشته در جامعه ای که حفاظت از بیت المالش میشود اختلاس 3000000000000 تومانی فقط دین را در ظاهر مردم دانسته و تقدیر میشوند چاپلوسان و چاپچیان بنرهای بلند و تویل
اصلا آیا مردم حق ندارند که در این دهه مبارک فجر این سوال را طرح کنند که مگر انقلاب منحصرا متعلق به شخص رهبر است و آیا ایشان مگر به تنهایی انقلاب کرده اند که تمام برنامه های فرهنگی این ایام خلاصه میشود در نشر نابخردانه و بی هنرانه صحبتها و تصاویر ایشان؟
آیا نباید پنداشت که مسئولان در پس این بنرها پنهان شده اند از مورد سوال واقع شدن و پاسخ دادن در مورد عملکردشان چرا که هرکه بگوید چرا این همه بنر با عکس رهبر میزنید و اسراف است و .... در همین مملکت جمهوری اسلامی تحت رهبری رهبر معظم انقلاب محاکمه خواهد شد به جرم مخالفت و ضدیت با ولایت فقیه و راهی زندان....
آیا این همه سوال پاسخشان مثبت است و این اقدام نابخردانه که ضدیت و عناد و دشمنی مسلم دارد با اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه و انقلاب اسلامی ایران از سوی مدیران و مسئولان اجرایی است و یا این اینکه خدایی ناکرده بنرها با تائید و تاکید و دستور خود رهبری و یا بیت ایشان زده میشوند ؟؟؟
سوالی که پاسخش هرچه باشد دردی از دردهای جامعه ای که به دست اسلامگرایان روز به روز از اسلام دور میشود به دلیل بی هنری و بی خردی برخی مسئولان دوا نمیکند...
البته شاید پر روشن باشد که خود شخص مقام معظم رهبری با توجه به صلابت و اقتدار و عدالت و روحیه و نگاه عمیقشان که دارند محال است چنین دستور و یا حتی تائیدی کرده باشند که اگر در فرض محال کرده باشند به نظر نگارنده عین خودستایی و طاغوت است و بس.
پس حال میمانند مسئولان و پاچه خواران و چاپچیهای بنرهای بی محتوای ضد عام ...
به حساب مسئولان این امر ان شاالله خواهیم رسید چرا که مصداق نرود میخ آهنین در سنگ هستند اما یک سوال از محضر رهبر انقلاب و یا شاید انتقاد که چرا با وجود چنین تبلیغات منفی از صدا و سیما گرفته تا بنرهای شهرداری و ..... ایشان هیچ برخوردی نمی نمایند
آیا مصلحت نظام بر این است که سکوت شود و با این سکوت نظام و و لایت فقیه پشتوانه مردمی خود را از دست دهد -و آیا خدایی نکرده نظام پیرو تئوری برخی حضرات است که در این دوره هیچ اعتقادی به مردم ندارند ...-
و آیا اصلا شخص آقا از وجود این عملکرد ضد اسلامی - ایرانی مسئولان خبر دار میشوند یا خیر ؟
و آیا این شیوه تنها راه حل نشر اسلام ناب است یا تنها و بزرگترین سد و مشکل و عناد...
قابل توجه دوستانی که ممکن است هم اکنون بنده را یک منافق ضد ولایت بنامند اما من با افتخار اعلام میکنم که یک جوان مسلمان ولایتمدار هستم که سالیان طولانی است گام در مسیر حزب اللهی شدن نهاده ام و بر مبنای امر رهبرم و اصل صحیح و لازم نقد مبنی بر انتقاد از رهبری سوال خویش را در راستای رشد و ترقی جامعه و برچیده شدن ضواهر ظلم به مردم و پایمال شدن بیت المال به جهت فراهم شدن بستر تبلیغ صحیح اسلام ناب و مبارزه با اسلام امریکایی که به نظرم تداوم مسئله یاد شده کاملا همنوایی با منادیان اسلام امریکائی است این مطلب را در کمال شجاعت و بصیرت به رشته تحریر در آورده و امیدوارم با نقد منصفانه دوستان مواجه گردم.
والسلام
م.ص.ر
شب میلاد پیام بر عدالت